صنايع ادبى در غزلهاى وحشى و درصد متوسّط آن
وحشى چون شاعران گذشته و سخنسرايان و سبك هندى و مكتب وقوع به صنايع ادبى در شعر اهمّيّت مىداده است. وى هر جا كه لازم بود از فنون و بلاغت صناعات ادبى و معانى و بيان و ديگر آرايشهاى لفظى و معنوى استفاده مىكرده است امّا نه به صورت افراط و زيادهروى كه مفهوم و درك معنى را دشوار سازد بلكه به ضرورت و براى تزيين و آرايش كلام. صنعت لفظى و معنوى در شعرش يافت مىشود. وحشى شاعر جناس است و دايما در پى آن است كه جناس بيافريند وى انواع جناس تام مماثل، لاحق، زايد، محرّف، مطرّف، اشتقاق، شبه اشتقاق را در شعرش به كار مىگيرد همين طور از انواع اضافهها، تشبيهى، استعارى، اقترانى مدد مىجويد. در شعرش انواع تشبيهات مؤكّد و مضمر و صريح، همين طور ايهام تناسب، كنايه، مجاز، موازنه ردالعجز الى الصدر، حشو مليح، تضاد و طباق، حسن تعليل، تجاهل العارف، تلميح، تشخيص و حتّى موسيقى حروف يافت مىشود كه شعرش را زيباتر و اصولىتر نموده است. درصد متوسط صنايع ادبى در شعر وحشى تناسب و مراعات نظير است كه به حد وفور يافت مىشود. در ضمن صنعت ارسالالمثل كماكان چون نگين انگشترى مابين غزليّاتش جلوهگرى مىكند.
براى نمونه، شواهدى از صنايع ادبى در شعر وحشى آورده مىشود: