آداب و رسوم

 

در قديم هرگاه شاهى، انسانى خردمند و زيرك و هوشيار مى‏يافت كه داراى خصايص و خصلتهاى نيك و از خانواده بالا چون خودش بود به طور غيرمستقيم از طريق وزير و يا هر شخص عاقل و عادل ديگرى براى دخترش خواستگارى مى‏كرده است:

بر آنم تا نهال نوبر خويش        گل نورسته جان پرور خويش

... ببندم عقد با شهزاده منظور      چه مى‏گويى در اين انديشه دستور

 

*ديوان: 481

انعكاس احوال زمانه

 

وحشى اشاره به ظلم و جور و نابسامانى اوضاع زمانه خويشتن دارد:

جهان را كار رفت از دست درياب        برآور يا رسول‏اللّه‏ سر از خواب

 

*ديوان: 422

وحشى در نعت حضرت على (ع) از ظلم زمانه سخن به زبان مى‏آورد و از وى استمداد مى‏طلبد؛ زيرا شيعيان و مسلمانان معتقدند كه با ظهور امام زمان (عج) ظلم و جور عالم خاتمه مى‏يابد. از اين رو از آن امام مى‏خواهد كه ظهور صاحب زمان را فرمان دهد تا ظلم به پايان رسد:

 

بخار ظلم اين درياى پر شور         چراغ معدلت را كرده بى‏نور

صنايع ادبى در منظومه ناظر و منظور

 

ارسال‏المثل:

 

مَثَل باشد در اين ديرينه مسكن         جهان گشتن به از آفاق خوردن

*ديوان: 447

چه خوش گفت آن سخن‏پرداز كامل        كه چيزى كز نظر شد رفت از دل

*ديوان: 459

بلى هر كار وقتى گشته تعيين      چو خرما خام باشد نيست شيرين

 

*ديوان: 479

چگونگى توصيفها در منظومه ناظر و منظور

الف ـ سادگى توصيفها

در بعضى اشعار زبان وحشى به محاوره نزديك مى‏شود:

 

از اين دجّال‏طبعان وا رهد دور         نماند كار و بار عالم اين طور

 

*ديوان: 427

وحشى در توصيف بدبختى و بدطالعى خود خيلى سليس و ساده و روان مى‏گويد:

 

سر افسانه غم باز كردم         به روز خود شكايت ساز كردم

انعكاس زندگى وحشى در مثنوى ناظر و منظور

 

وحشى آنجا كه در مورد درد جدايى ناظر و منظور صحبت مى‏كند، به ياد درد عشق و درون پر سوز و گداز خود مى‏افتد و از اينكه همدرد و همرازى ندارد راز خود را با خود در ميان مى‏گذارد. در اين رنج و تعب، فلك پر جور و جفا را مقصّر مى‏داند، آرزوى مرگ مى‏كند، تا از اين غم بدر آيد:

 

نه همدردى كه درد خويش گويم       از او درمان درد خويش جويم

گرفتن مضمون از شعر ديگر شاعران در منظومه ناظر و منظور

 

از اين ناجنس ياران ريايى      بسى بيگانگى به ز آشنايى    ديوان: 432

 

[من از بيگانگان هرگز ننالم           كه با من هرچه كرد آن آشنا كرد]

مثنوى‏ها

 

سابقه مثنوى ناظر و منظور در ادبيّات فارسى يا عربى

مثنوى ناظر و منظور پس از طرح بكر و هنرمندانه ديوان شمس تبريزى به وسيله مولوى با درونمايه عشق الهى به شعر كشيده شده است. تمايل دو شاهزاده همجنس نسبت به هم، تمايلى است به سوى وحدت و عشق الهى كه در آثار وحشى نمايانگر است:

 

خوشا صحراى عشق و وادى او      خوشا ايّام وصل و شادى او

مقالات دیگر...