خبر نامه ایران مجری/شماره 2 /دی ماه 89

خبرنامه
تنظیمات نوشتاری

این مطلب برای قاریان ، خوانندگان ، مجریان ، سخنرانان و کاربران حرفه ای صدا به رشته تحریر درآمده است.

اجزاء صوت را بشناسیم :

1-ارتفاع صوت

2- قوت صوت

3- ملاحت صدا :

 

الف) تحریر     ب) نفس

ارتفاع صدا:

عبارت است از دامنه ی بم ترین تا زیرترین نقطه ی صدابه بیانی دیگر ارتفاع صدا فاصله ی بین کف و سقف صدا است.

دردستگاه تکلم انسان طنابهایی وجود دارد به صورت دو زوجی که ظاهرا در ارگانیسم بدن به این صورت است که تارها در زن ها مقداری نازک و کشیده است و مردها جمع و جور و کلفت تر و به این دلیل تفاوت هایی که میان صدای زن و مرد است به  وضوح دیده می شود.

بین صدای بم ترین و زیرترین" ارتفاع صدا" نامیده می شود  و هرچه این فاصله بیشترباشد، ارتفاع صدا بیشتر می شود . عده ای هم صدای بم خوبی دارند  و هم صدای زیر خوبی که می گویند صدایشان شش دنگ است .

مانند صدای عبدالباسط

*باید چه کنیم تا بتوانیم حد ارتفاع صوت را داشته باشیم ؟

با تمرین زیاد و همچنین در این تمرین ها بم ترین و زیرترین نقطه صدا مشخص می شود.

*چه عواملی باعث می شود که صدا از ارتفاع بیافتد  یا زیاد شود؟

یکی از عوامل تغییر ارتفاع ، دوران بلوغ درپسرهاست . داد و فریاد بیجا تاثیر بدی درارتفاع  صدا دارد. یکی از عوامل زیاد شدن ارتفاع صدا  فصیح خوانی است .

همچنین یکی از عواملی که در زیاد شدن ارتفاع صدا تاثیر دارد  زندگی درجاهای پرسروصدا است .

 

2- قوت صدا :

قوت صدا ارتباط مستقیم دارد با فضایی که صدا آنرا پوشش می دهد . هرچه فضای بیشتری را پوشش دهد قوت صدا بیشتراست .

قوت مفید: درصورتی است که کلمات فهمیده شود.

قوت موثر:اثرصدا وکلمات نامفهوم شنیده می شود.

عوامل موثردرقوت صدا:

1- افرادی که پهنای بدنشان زیاد باشد.

2- افرادی که درجای شلوغ زندگی می کنند.

 

3- ملاحت صوت :

کلمه ی ملاحت از ملح می آید به معنای غمگین بودن چیزی است که به نوعی بخش زیبایی را تداعی می کند .و قرائتی است که خیلی زیبا خوانده شود ، در واقع وقتی شنیده می شود احساس خاصی به شنونده دهد.

بعد ظاهری یا حسی صدا :

صدا باید ویژگی هایی داشته باشد : خش نداشته باشد ( دورگه نباشد ) وبه اصطلاح صدا زنگدارباشد یعنی صدا ازبم ترین نا زیرترین نقطه بدون اشکال وبا راحتی ادا شود.

ملاحت صوت مثل دیگرصفات یک صوت نسبی است یعنی ملاحت صدای شخص درمقایسه با شخص دیگرمشخص می شود.

بعد ظاهری:  1- تحریر 2- نفس

بعد معنوی ملاحت :

 

پیامبراکرم ( ص) می فرمایند : ان الکلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب واذا خرج من السان لم ینجاوز الا ذان : اگر قرآن خواندن را یک مثلث فرض کینم یک راس آن کلام و راس دیگرصاحب کلام وسومین راس خواننده کلام است که هرچه خواننده کلام بتوانند با آ وای کلام مستمع را به صاحب کلام نزدیک ترکند می گویند زیبا ترخوانده است .

ملاحت همیشه اثرجاودانه ندارد.

تحریر: عبارتست از لغزش ها و لرزش های کنترل شده ی صدا:

1-تحریرچکشی                                   2- تحریرمالشی

تحریرچکشی : تحریری که قابل شمردن می باشد مانند چهچهه که این تحریرازجمله موارد حرام موسیقی است و امروز تعریف خوب و مشخصی ازغنا نیست و در قرائت قرآن هم کاربردی ندارد.

تحریرمالشی: به این شکل است که صدا سرمی خورد.

قسمت هایی که تحریر روی آنها صورت می گیرد.

1- مدها           2-  غنه ها            3- حرکات کوتاه که بعضی ازقاریان آن را عملی می سازند.

تقطیع تحریرها:

یعنی شمردن تحریرها به صورت قطعه قطعه

نفس : درصحبت های معمولی توجه زیادی به نفس نیست اما درمورد قرائت قرآن نقش مهمی دارد. درشرایط عادی که تحرک زیاد نیست یک پنجم از ریه ها را می توان ازنفس پرکرد.

ریه شبیه به بادکنک است که تقریبا بین دنده ها قراردارد وبراثرعمل دم یعنی بلع هوا ، ریه پرمی شود. ومقدارهوایی که برای استفاده ی سلول ها است توسط فعل وانفعالات جذب شده وبقیه طی عمل بازدم خارج می شود.

تنفس :

1- دم ( بلع هوا)                              2- بازدم ( خروج هوا)

 

درهنگام دم دستگاه تکلم بسته می شود.

بلع هوا از دو طریق  و به سه صورت انجام می گیرد:                1- دهان              2- دهان وبینی           3- بینی( ازراه بینی بهتراست )

 

 

بلع هوا ازطریق دهان :

دردهان دستگاهی به نام فیلترتصفیه هوا داریم ، احتمال ورود ذرات معلق درهوا به دهان خیلی زیاد است  وبه هنگام بلعیده شدن به گلورسیده وایجاد سرفه می کند.

هوایی که ازطریق دهان بلعیده می شود حرارت لازم را ندارد و بنا براین کارایی ندارد. چون غدد بزاقی دردرون دهان هستند به هنگام بلعیدن هوا ماده ی بزاقی تحلیل یافته ودهان خشک می شود.

 

باید طوری بنشینیم یا بایستیم که زیاد فشاربه ششها وارد نشود.

.

چطورهوا بگیریم : عمده هوا را باید ازطریق بینی گرفته شود وگاهی وقت ها می توان از طریق دهان گرفت اما نسبت آنها 10 به 90 است بعد ازگرفتن هوا با خواندن کلمات بالاتنه پایین می آید باید به اندازه ی نیم تیک ثانیه صبرکرد ، سپس شروع به خواندن نمود.

نباید نفس را بیهوده هدرداد مثل حروف ش وف

فرمول و ماکزیمم خواندن دریک نفس باید برابر با یک چهارم حبس هوا در ریه باشد.

 

کم کننده های نفس وزیاد کننده ی نفس :

1-عوامل فیزیولوژیکی بدن :

الف – عوامل موقتی

* سرماخوردگی

*  پربودن شکم

* ماه های آخربارداری

* عدم اعتماد به نفس

* استرس زیاد

ب- عوامل دائمی :

* ناراحتی قلبی وتنفسی

*  چاق بودن به ویژه چاقی که تمرکز روی سینه زیاد باشد.

* عدم اعتماد به نفس

 

2- عوامل تقویت کنندگی نفس:

* درجازدن با طناب

* کوهپیمایی

*  شنا

* خواندن بعد از بیرون آمدن ازحمام

 

 

معنای لحن در قرائت قران برای قاریان :

1- خطا و اشتباه :

درصورتی لحن را به معنای خطا و اشتباه می گوییم که همراه با دو کلمه حقی و جلی باشد و اگرخطا کاملا آشکارباشد لحن جلی است .

اگرخطا زیاد نباشد لحن حقی است که یک فرد مسلط می تواند آنها را دریابد مثلا به جای " انفسهم" بگوید "ان فسهم"

 

2- لهجه وگویش :

افرادی ممکن است براساس لهجه و گویشی که دارند نتوانند قرآن را آنطورکه هست تلاوت کنند این افراد باید به تقویت تجوید بپردازند تا لهجه وگویش برطرف شود و یکی از معناهای لحن برطرف شود.

3- استفهام : استفهام یعنی فهمیدن جمله از روی حالاتی که صدا ایجاد می کند . لحن به ما نشان می دهد که جمله ی خبری است و یا  پرسشی یا ندایی  است .

اهمیت این موضوع درقرائت مثل برائت فصیح خوانی مشخص می شود.

با فصیح خوانی حداقل معنای قرآن را می فهمیم یک فصیح خوان ابتدا باید معنا و مفهوم آیات را خوب درک کرده باشد سپس فصیح خوانی کند.

فصیح خوانی ابتدا باید روی خود فرد فصیح خوان اثربگذارد بعد روی مستمع .

حسن فصیح خوانی :1- عمومیت دارد.    2- برای القا مطلب به مستمع مفید است .    3- صدای بم را درخانم ها تقویت می کند.

 

 

4- تنظیم وترنم آهنگ ها ومقامات موسیقی :

انسان دو زبان دارد که یک زبان مخصوص طایفه ، قوم ومنطقه و محلش است و یک زبان بین المللی قرآن ، زبان موسیقی یا به تعبیربهتر هنر.

همان طورکه بعضی وقتها با تغییرچهره رضایت مندی حالات روحی و امثال آن را بیان می کنیم با هنرهم می توان آن را بیان کرد.

حالتهای مختلف نیازبه ابزارهای مختلف دارد و بهترین آن می تواند موسیقی باشد.

آهنگ ها ومقامات موسیقی هرکدام می توانند به نوعی انسان را برانگیزد و این بستگی به آیات دارد.


آنچه در باره دامنه صدا خوب است بدانید.

دامنه ی صدا به چند کیفیت تقسیم می شود:

 

صدا معمولا دارای دوکیفیت متفاوت است ، گرم و قوی

صدای گرم که با ضعف هایی همراه است و صداهای پرقدرت که معمولا ناپخته و خشن است لذا به ندرت صدایی مانند صدای آقای شجریان یافت می شود که هردو صفت اوج مطبوع را با  هم دارا و درعین قدرت و توانایی صدا در حنجره نرم و روان ادا شود.

 

عموم خوانندگان تا حدود دواکتاو را به راحتی می خوانند اما خوانندگان معدودی هستند که بدون کاهش کیفیت صدا می توانند تا سه اکتاو بخوانند برای خواندن آوازهای ایرانی توانایی خواندن از بم تا زیر و اجرای 15 نت ضروریست و مازاد براین امتیاز است .

درموسیقی غرب دامنه ی صدا برای آواز از بم ترین صدای مرد تا زیرترین صدای زن متجاوز از پنج اکتاو است .

وسعت صدای مطلوب مردها معمولا یک ونیم اکتاو و وسعت صدای زن ها بیشتر از یک و نیم اکتاو است . مردها معمولا یک هنگام بم تر از زن ها می خوانند یا صحبت می کنند و درموسیقی ایرانی صدای زن و مرد روی سازها درمایه های چپ کوک و راست کوک مشخص می شود.

==================

صدا کن مرا ، صدای تو نرم و لطیف است، صدای تو سبزینه ی سرودی است که در انتهای صمیمیت ، عشق می آفریند.

 

صدای خواننده یا گوینده با تمرینات مستمر و کنترل دایمی تنفس و با مساعدت استادان فن، زیبا و پر طنین می شود.

 

علاوه بر این برای پرورش صدا و فراگیری آواز و تنفس صحیح عواملی چون سلامت، خواب کافی، تغذیه ی مناسب و زندگی کم اضطراب نقش بسیار مهمی دارد.

 

خوانندگان ، گویندگان، مجریان ، سخنرانان،قاریان ، هنرپیشگان و کسانی که زیاد صحبت می کنند باید تا  حد امکان با آناتومی و کارکرد حنجره و تارهای صوتی و نیز مطالبی در خصوص پرورش صدا آشنا باشند و به کاربندند.

 

بخش مهمی از زیبایی لحن و موفقیت در تطبیق مقامات و آهنگ ها مربوط به صداست. صدا از جهات مختلف قابل تمرین و پرورش است. بنابراین هر کس می تواند با تمرینات صحیح و مناسب و زیر نظر استاد فن ، صدای زیبا و جذابی داشته باشد.

 

مجری ، گوینده و یا خواننده بایدعلم موسیقی را در حد نیاز فرا گیرد و رنگ، حجم و وسعت صدا را بشناسد و حتی در درک شعر و بیان حس توانا باشد.

 

رنگ صدا: زیبایی صدا  هنگام صحبت کردن یا خواندن شعر و آواز مشخص می شود.

 

حجم صدا: صلابت و فخامت و عظمت صدا را می گویند به گونه ای که برای شنیدن آن به زحمت نیفتیم.

 

به یاد داشته باشید صدا یک علم است و فقط یک پدیده نیست.

 

 

صدای تولید شد ه از تعامل چهار جریان ایجاد می شود. تنفس، صداسازی در حنجره، تولید برخی صداها با زبان در دهان، تشدید در بینی.

 

صدای شما چگونه است؟

 

انواع صداها:

 

1 - صدای معمولی:

نه حسی را ایجاد می کند و نه حسی را سرکوب می نماید. اکثر افراد جامعه این صدا را دارند. باید روی آن کار شود تا تبدیل به صدای زیبا شود.ولی ابتدا باید صدای معمولی را به صدای طبیعی بازگرداند.

 

2 – صدای طبیعی:

متناسب با سن، موقعیت و شرایط ایجاد می شود. باید صدا متناسب با استانداردهای فیزیولوژیک بدن باشد.   تنفس، عملکرد تارهای صوتی در حنجره و تولید صدا در دهان و تشدید بینی باهم تعامل داشته و هر کلام نقشی را ایفا  نماید.

برای پرورش صدا ابتدا باید صدای معمولی را به صدای طبیعی تبدیل کرد. بدین منظور تنفس باید دیافراگمی باشد. حنجره باید آزاد باشد و نباید آن را حس کنیم .

برای طبیعی کردن صدا باید استفاده ی بهینه از حفره ی دهان ، زبان، حفره های تشدید شامل بینی ، دهان و حلق را یاد بگیرید  و تمرین نمایید.

3 – صدای زیبا:

صدای طبیعی اگر پرورش یابد به صدای زیبا و ماندگار تبدیل می شود.البته باید توجه داشته باشید هر صدای زیبا ماندگار نخواهد شد.

 

4 – صدای بیمار: از علایم شاخص آن این است که صدا همیشه گرفته است. باید اصول صدا سازی را صحیح انجام داد. عادت های صوتی را اصلاح کرد و صدا را استراحت داد.اگر صدای شما بیمار است و در مدت دو هفته با استراحت بهبود نیافت حتما به پزشک مراجعه نمایید و گفتار درمانی را شروع کنید.قبل از آنکه مجبور شوید عمل جراحی انجام دهید.

به عنوان یک کاربر حرفه ای صدا سعی کنید از ساختار حنجره و علوم مربوط به صدا و همین طور بهداشت صدا مطلع باشید.

 




شاه بیت یا بیت الغزل های حافظ  : آنچه که هر سخنران یا ایرانی ادب دوست باید بداند و آن را در حافظه اش ثبت نماید

اگر  آن ترک  شیرازی به  دست  آرد  دل  ما  را                             به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت                           کنار   آب   رکن آباد  و  گلگشت   مصلا   را

فغان کاین لولیان شوخ  شیرین کار  شهرآشوب                           چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

ز عشق ناتمام  ما  جمال یار  مستغنی  است                            به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم                       که عشق از  پرده  عصمت برون  آرد  زلیخا  را

اگر  دشنام  فرمایی  و  گر   نفرین   دعا   گویم                             جواب  تلخ  می‌زیبد  لب  لعل  شکرخا  را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند                            جوانان   سعادتمند   پند   پیر    دانا   را

حدیث  از مطرب و  می گو  و  راز  دهر  کمتر جو                            که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ                            که  بر نظم تو  افشاند  فلک  عقد  ثریا  را

ناصر ترک برای حافظ سروده است:

اگر  آن  دختر  یزدی  به  دست  آرد  دل  ما  را                         به خال هندویش بخشم سرو جان و دل و پا را

هر آن کس چیز می بخشد ز ملک خویش می بخشد               نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا

 

اکثر ابیات حافظ دارای چند معنی است. یعنی هم معنی ظاهری و هم معنی باطنی دارد.هنر حافظ  در به کار بردن ایهام و ایهام تناسب است.

 

1 - ترک شیرازی : منظور 1 – دختر زیبا روی شیرازی     2 – شاه شجاع ، ممدوح حافظ

تناسب بین ترک و هندو -  سمرقند و بخارا – دست و دل و خال

معنی بیت: اگر آن زیباروی شیرازی ( در قدیم ترکها به علت رنگ روشن چشم، پوست و مو و قد بلند، مظهر زیبایی بودند. ) دل ما را به دست آورد و به من توجه کند به خاطر خال سیاهش سرزمین های سمرقند و بخارا را به او می بخشم مقصود بخشیدن سمرقند و بخارا نیست بلکه منظور اهمیت دادن حافظ به معشوق است.

 

2 – آب رکناباد و گلگشت مصلا دو مکان زیبا و تفرج گاه دل انگیزی در شیراز است. بیت دارای صنعت اغراق است.

معنی بیت: ای ساقی می جاوید به من ده ( مقصود عشق عرفانی و الهی است .) ای ساقی تو حتی در بهشت هم نمی توانی آب رکناباد و گلگشت مصلا را پیدا کنی.

 

3 – آه و افغان این زیبا رویان شیرین کار که با زیبایی و دلربایی خود شهری را به آشوب می کشانند، چنان صبر را از دلم بردند که ترکان خوان یغما را. ( یکی از قبایل ترک وقتی به میهمانی می رفتند، بعد از خوردن غذا همه ی مواد غذایی و حتی سفره را به غارت می بردند.

 

4 – پرده ی عصمت: اضافه ی تشبیهی. تلمیح به داستان حضرت یوسف و زلیخا دارد.

معنی بیت: من از زیبایی روز افزون حضرت یوسف فهمیدم که بالاخره عشق یوسف باعث می گردد که زلیخا عصمت  و حیا را کنار بگذارد.

 

5 – مصرع دوم تمثیل است.

معنی بیت: از عشق ناقص ما خداوند بی نیاز است. ( خداوند نیازی به نماز و عبادت ما ندارد) درست مانند این است که روی زیبا به آرایش ندارد.

 

6 – تو در مورد من بد گفتی و من خشنودم . خدا تو را عفو کند ( جمله ی معترضه ) نیکو و شایسته گفتی. کسی که لب قرمز شیرین دارد و زیباست زیبنده است که جواب تلخ و دشوار بر زبان آورد.

 

7 – این بیت ارسال المثل است. ای جانان و ای معشوق من، تو پند و ارز را گوش کن. زیرا جوانان سعادتمند پند پیر دانا و زیرک را از جان بیشتر دوست دارند.

 

8 – ای انسان سخن از مطرب و نوازنده و شراب بگو و از رمز و راز روزگار کمتر جست و جو کن زیرا هیچ کس تا کنون راز دهر و آفرینش را با علم و حکمت نتوانسته بگشاید و هیچ کس دیگر هم در آینده نمی تواند این  راز را پیدا کند.

 

9 – بیت تخلص. ای حافظ تو غزل سرودی و واقعا مروارید سفتی (غزل زیبا و دل انگیز گفتی ) حالابیا و زیبا بخوان زیرا آسمان به خاطر شعر تو گردنبندی از ثریا به گردن کرده است. ( بیت صنعت غلو و حسن تعلیل دارد. )