متن مجری - علیرضا اشرفیان در پنجمین جشنواره مجریان ایران

پردیس سخن فریبا علومی یزدی
تنظیمات نوشتاری
باهرچه عشق نام تو را ميتوان نوشت         با هرچه رود راه تو رامي توان سرود
بيم از حصار نيست كه هر قفل كهنه را       با دستهاي  روشن تو ميتوان گشود
به نام او كه دل سرا پرده ي محبت اوست و ديده آينه دار طلعت اوست /به نام خالق هستي، تمام ايمانم /من از تبار جوانان طاق بستانم/رضاي  اشرفيانم ز شهر كرمانشاه/خوشم كه از همه ي دنيا/من اهل ايرانم.
 
سلام /سلامي به بلنداي درياي خزر تا خليج هميشه فارس/سلامي به البرز،زاگرس،الوند و سبلان  /سلامي به نگاه پر مهر شما اساتيد عزيز،صاحبان سخن و هنرمندان گرامي /بزمي گسترده شده و جمعي كمر همت بسته اند براي هرچه بهتر برگزار شدن جشنواره ايران مجري
 سعادتيست در محضر اساتيد بودن و از عشق  گفتند /از بزرگ مرداني كه رفتند تا پرچم كشورمان برافراشته بماند/ به افتخار تمام افراد بايسته تشويقي شايسته بفرماييد.
 
 
در هفته اي قرار داريم كه مزين است به نام مادر و دل نوشته اي از يك دوست كه به احترام مادر و شما بانوان حاضر در مجلس برايم قلم زده تقديم ميكنم
 

ديروز به مادرم زنگ زدم

بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را جمع نكرديم /نميخواهم ارتباطمان قطع شود،هرچه دلم هوايش را ميكند بهش زنگ ميزنم/تلفنش بوق ميزند/بوق ميزند/بوق ميزند/وقتي جواب نميدهد با خودم فكر ميكنم،يا براي خريد رفته بيرون يا خانه ي همسايه است /الآن يك سال ميشود هر وقت دلم هوايش را ميكند دوباره زنگ ميزنم /
شماره بيرون را هم ندارم زنگ بزنم بگويم .../به مادرم بگيد بياد خونه اش،دلم براش تنگ شده/دوست من/اگر مادر تو هنوز خانه است و هنوز بيرون نرفته ،امروز بهش زنگ بزن . برو پيشش.باهاش حرف بزن .يك عالمه بوسش كن.صورتتو بچسبون به صورتش .محكم بغلش كن .بگو كه دوستش داري وگرنه وقتي بيرون بره خيلي بايد دنبالش بگردي .باور كنيد بيرون شماره ندارد
 
مردم شهر به هوشيد؟
 هرچه داريد و نداريد بپوشيد و برقصيد و بخنديد كه امشب سر هر كوچه خدا هستروي ديوار دل خود بنويسيد خداهست
نه يك و نه ده بار كه صد بار به ايمان و تواضع بنويسيد خدا هست ...خداهست 
سر آن سفره خالي كه پر از اشك يتيم است ...خدا هست
پشت ديوار گلي پيرزني گفت خدا هست
آن جوان با همه خستگي و دربه دريها سر تعظيم فرو برد و چنين گفت خدا هست 
كودكي رفت كنار تخته...
گوشه تيره اين تخته نوشت در دل كوچك من درد زياد است ولي ياد خدا هست
مادري گفت دلم ميلرزد!كودكانم چه بپوشند؟ چه بگويم كه بدانند نداري درد است!
پدر از شرم سرش پايين بود... زير لب زمزمه ميكرد خدا هست
از حسن توجه،صبر و شكيبايي شما عزيزان و هيات داوران كمال سپاس رو دارم
 
خدايا چنان كن سرانجام كار تو خشنود باشي و ما رستگار 
 
همه شما رو به خداي منان ميسپارم /مانا باشيد و برقرار،به اميد ديدار / بدرود
 
ویدیو اجرای علیرضا اشرفیان